حرف دارم واسه شما فراوون از اینجا گرفته تا سره خیابون
كردی منو آواره ی بیابون دوسم نداری حتی یه ناخون
میرم از عشقت شبا زیره بارون كردی منو بدجوری زارو حیرون
وقتی میگی برو برو از پیشم میگم دلت میاد كه خواب پریش شم
شبا همش تا صبح كه من بیدارم چشم چجور من روی هم بزارم
یه لحظه آرامش دیگه ندارم ماه و خورشید كف دستات بیارم
چكار كنم كه مثل قبلا بشی صبح ها به عشق من از خواب پاشی
تو قلبم یجوری باید جابشی قافیرو بیخیال هستم ناشی
تو مرز دیونگی تو آخرشی چرا می خوای دیگه با من نباشی
یدون دوست دارم قده یه دنیا قده تمام زمین آسمون ها
بد جوری تا كردی تو باما دیگه نبودی اصلا یار ما
خسته شدم از این اداها یكمیم شده دیگه راه بیا
برگه گل
برگه های گل پرپر میکنم
عشق اونو بیرون از سر می کنم
عشق اون دروغی بود پر بود از رنگ ریا
روزای قشنگی بود به دلم می گفت بیا
این روزای آخری دستش برام رو شده بود
این دل زار و پریشون واسه اون لک زده بود
می دیدم که دستشم دیگه بود تو دسته اون
دیگه من چکار کنم ای خدای مهربون
نبود انقد بی وفا از دل تنم جدا
من می گفتم واسه اون همش از عشق وفا
ولی خوب دووم نداشت آره خوب دوستم نداشت
توی قلبم دیگه اون جای عشق نفرت گزاشت
